دو شبانه روز بارش برف مداوم , دو شبانه روز سرمایی که در حقیقت مغز استخوان را آزار نمیداد و گویی تنها نامی از برف داشت.
آنقدر بارید تا دلش سبک شد, آنقدر آرام و ساکت ولی مداوم بارید که حتی من تنبل را وسوسه کرد چند قدمی پیاده روی کنم. آنقدر سپید و پاک و سبک فرود آمد و نشست که هیچ کس اعتراض نکرد ,هیچ کس شکوه ای نکرد .
میدانم , میدانم؛ هستند کسانی که حتی همین برف بدون سرما و یخبندان به منزله تازیانه هایی خیس است برایشان ؛ اینها را میدانم و به همین امید هم زنده ام که بتوانم حداقل سایبانی باشم برای یکی از اینها, این است تمام دارایی من.
دسته ها: نکته روز,
کابل |
نویسنده: mehrban |
4 نظر
نمیدانم , شاید دیدم و برداشتم عوض شده ولی شاید هم به راستی این برفی که امروز بر سرم باریدن گرفت زیبایی دیگه داره , سپید,آرام و سبک و البته هوایی که اصلا سرد نیست و آدم را وسوسه میکنه که در زیر این مخملهای ریزان قدم بزنه.
برای دیدن اندازه بزرگتر روی عکس کلیک کنید

برف کابل
نکته 1: دیروز فیلم گنجینه رو دیدم(Treasure), یک جایی نقش اول فیلم با یک دختر به خانه پدرش میره و میگه:پدر ما به مشکل بزرگی بر خوردیم, نگاه پدر به این حرف پسرش حرف داشت, چون در جواب پسرش گفت: چی شده این دختره بارداره؟!!!
نکته 2: در اوج اتلاف وقت و بی برنامه گی که در کشورهای آسیایی و مخصوصا جهان سوم حاکمه , کشورهای صنعتی درگیر ثانیه ها هستند, درست لحظه سال نو جدید میلادی 2009 تمام ساعتهای جهان یک ثانیه به جلو برده شد تا کسری ای یک ثانیه ای که به خاطر سال کبیسه به وجود آمده بود جبران بشه
دسته ها: کابل |
نویسنده: mehrban |
2 نظر
این حالت شهر کابل هیچ وقت به مزاجم خوش نیامده , شب میخوابی و حس میکنی که روزی که گذشته چه روز زمستانی خوب و گرمی را گذرانده ای , ولی وقتی صبح از خواب بر میخیزی تمام شهر را پوشیده در برف میبینی,بدون هیچ نشانه قبلی.
اما گذشته از این زیبایی برف را در هیچ خلقت خداوندی دیگر ندیده ام؛ مخصوصا که این برف اولین برف در شهر کابل به حساب می آید و البته اولین بارش برفی است که من امسال دیده ام.
ای کاش فرصتی بود تا به بالای این تپه زیبای روبروی اتاقم میرفتم و …..
امروز روز اول ماه محرم است .ماهی که قدرت عشق را بر مادی گران و قدرتمندان عالم ثابت کرد.

دسته ها: نکته روز,
کابل |
نویسنده: mehrban |
3 نظر